گزارش خبری بوتکمپ عبور از سایههای ۳ – روز اول و دوم
بوتکمپ «عبور از سایههای ۳» در روزهای پنجشنبه ۱۹ و جمعه ۲۰ شهریور ماه ۱۴۰۵، توسط اتاق بازرگانی تهران برگزار شد. در دو روز ابتدایی این بوتکمپ با طراحی مجموعهای از بازیها، فعالیتهای گروهی و موقعیتهای شبیهسازیشده، فرصتی برای نوجوانان فراهم شد تا مهارتهایی مانند کار تیمی، حل مسئله، تصمیمگیری، فن بیان، مدیریت بحران و استفاده از سرمایههای فردی و اجتماعی را در فضایی تجربهمحور تمرین کنند.
داستان این دوره حول یک «محله» شکل گرفته بود؛ محلهای که هر گروه، مسئولیت یکی از کسبوکارهای آن را برعهده داشت و باید در جریان اتفاقات و بحرانهای پیشبینینشده، با استفاده از منابع و ظرفیتهای در اختیار خود تصمیم میگرفت.
روز اول؛ از شناخت توانمندیها تا مواجهه با نخستین بحران
نخستین روز بوتکمپ با محوریت شناخت توانمندیهای فردی و گروهی، آشنایی با مفهوم دارایی و تمرین تصمیمگیری در شرایط بحران آغاز شد. شرکتکنندگان قدمبهقدم وارد فضای داستانی بوتکمپ شدند؛ فضایی که در آن هر تیم، بخشی از یک محله و صاحب یکی از کسبوکارهای آن بود و باید با شناخت منابع و ظرفیتهای خود، برای اتفاقات پیشبینینشده آماده میشد.
شروع مسیر؛ آشنایی و شکلگیری تیمها
برنامه با مجموعهای از فعالیتهای تعاملی برای آشنایی بیشتر شرکتکنندگان آغاز شد. نوجوانان ابتدا در قالب یک بازی گروهبندی، همتیمیهای خود را پیدا کردند و سپس در یک معارفه متفاوت، بهجای معرفی خودشان، مسئولیت معرفی یکی دیگر از اعضای گروه را برعهده گرفتند.
این فعالیت فرصتی بود تا شرکتکنندگان از همان ابتدای مسیر، گوشدادن فعال، برقراری ارتباط و معرفی یک فرد دیگر در جمع را تمرین کنند.
پس از تشکیل گروهها، هر شرکتکننده «کارت مهارتی» خود را تکمیل کرد؛ کارتی که به اعضای تیم کمک میکرد شناخت بهتری از تواناییها و ظرفیتهای یکدیگر پیدا کنند. در ادامه نیز یک ارزیابی کوتاه هشتسؤالی انجام شد تا نقطه شروع شرکتکنندگان و میزان آشنایی اولیه آنها با مفاهیم موردنظر دوره مشخص شود.
تمرین بیان و ورود به داستان محله
پس از یک تمرین کوتاه فن بیان، داستان اصلی روز آغاز شد: شرکتکنندگان حالا ساکنان یک محله بودند و هر گروه، مدیریت یکی از مغازههای دو طرف راسته اصلی این محله را برعهده داشت.
تیمها در نخستین مأموریت خود باید برای کسبوکارشان هویت میساختند؛ نام و لوگویی انتخاب میکردند و قدمبهقدم با ویژگیهای کسبوکار خود آشنا میشدند.
در ادامه، مفاهیم «دارایی ثابت» و «دارایی جاری» مطرح شد و هر تیم تلاش کرد منابع و امکانات در اختیار خود را روی بوم فعالیت مشخص کند. هدف این مرحله تنها آشنایی با یک مفهوم اقتصادی نبود؛ اعضای هر گروه باید یاد میگرفتند پیش از تصمیمگیری، بدانند چه چیزهایی در اختیار دارند و هر منبع در چه موقعیتی میتواند به کمک آنها بیاید.
کشف داراییهای پنهان کسبوکار
در بخش بعدی، تیمها وارد مرحلهای شدند که میتوان آن را جستوجویی دقیق برای شناخت سرمایههای هر کسبوکار دانست. بخشی از اطلاعات موردنیاز آنها در رزومهها و بخشی دیگر در روزنامههای طراحیشده برای بازی قرار گرفته بود و هر گروه باید با بررسی و تحلیل این اطلاعات، تصویر کاملتری از داراییها و ظرفیتهای خود به دست میآورد.
این فعالیت، شرکتکنندگان را با اهمیت جستوجوی اطلاعات، توجه به جزئیات، تقسیم وظایف و تحلیل منابع آشنا کرد و نشان داد که همه داراییهای یک مجموعه لزوماً از ابتدا آشکار نیستند.

بحران برف؛ اولین آزمون تصمیمگیری
در ادامه روز، محله با نخستین بحران جدی خود مواجه شد: بارش شدید برف، راهبندان و آسیب به شبکه برق.
از این لحظه، شرایط بازی تغییر کرد. تیمها دیگر تنها صاحبان چند کسبوکار در یک محله نبودند؛ آنها باید برای مسئلهای تصمیم میگرفتند که میتوانست فعالیت کل محله را تحت تأثیر قرار دهد.
هر گروه با توجه به داراییها، امکانات و اطلاعاتی که در طول روز به دست آورده بود، برای بحران پیشآمده راهحل طراحی کرد. آنها باید مسئله را تحلیل میکردند، درباره گزینههای مختلف به گفتوگو میپرداختند و در زمانی محدود به راهکاری قابل اجرا میرسیدند.
ارزیابی راهحلها؛ این بار از نگاه گروههای دیگر
در پایان روز، راهکارهای طراحیشده در معرض ارزیابی قرار گرفتند؛ اما بخشی از این ارزیابی توسط خود شرکتکنندگان انجام شد.

هر تیم باید راهکار گروههای دیگر را بررسی و بر اساس سیستم امتیازدهی مشخصی به آنها امتیاز میداد. نکته مهم این بود که گروهها تا زمان دریافت برگههای ارزیابی، از شیوه امتیازدهی اطلاع نداشتند. به این ترتیب، تمرکز آنها هنگام طراحی راهکار نه بر کسب امتیاز بیشتر، بلکه بر حل مسئله و ارائه پاسخی قابل دفاع باقی ماند.
در کنار ارزیابی گروهها، راهکارهای ارائهشده مورد بررسی و ارزیابی تکمیلی نیز قرار گرفتند.
روز نخست «عبور از سایهها ۳» در حالی به پایان رسید که شرکتکنندگان مسیر خود را از آشنایی با یکدیگر و شناخت توانمندیها آغاز کرده بودند و حالا نخستین تجربه تصمیمگیری گروهی در شرایط بحران را پشت سر گذاشته بودند؛ تجربهای که مقدمهای برای چالشهای جدیتر روز دوم بود.
روز دوم؛ مدیریت بحران با تکیه بر سرمایه اجتماعی
دومین روز بوتکمپ با فعالیتهای انرژیبخش و تمرینهای کوتاه فن بیان آغاز شد؛ اما خیلی زود شرکتکنندگان دوباره به فضای داستانی محله بازگشتند و با مرحله تازهای از بحران مواجه شدند.
تمرکز این روز بر تحلیل عمیقتر مسئله، شنیدن دیدگاه دیگران، بازنگری راهکارها و درک نقش «سرمایه اجتماعی» در مدیریت بحران قرار داشت.
یک نامه و یک وضعیت بحرانی تازه
پس از مرور فضای داستان، هر گروه نامهای حاوی اطلاعات وضعیت بحرانی دریافت کرد. تیمها ابتدا باید نامه را با دقت مطالعه میکردند، ابعاد بحران را تشخیص میدادند و سپس برای کنترل آن راهکارهایی طراحی میکردند.
این مرحله فرصتی بود تا نوجوانان دوباره از منابع و توانمندیهایی که در روز اول شناسایی کرده بودند استفاده کنند؛ با این تفاوت که این بار مسئله پیچیدهتر بود و تصمیمها باید با درنظرگرفتن منافع و شرایط سایر بخشهای محله گرفته میشد.
تسهیلگران در این بخش با هدایت گفتوگوها و طرح پرسشهای هدفمند، گروهها را در تحلیل موقعیت همراهی کردند، بدون آنکه راهحل مشخصی در اختیار آنها قرار دهند.

راهحل من کافی است؟
پس از طراحی پیشنهادهای اولیه، هر گروه راهکار خود را برای سایر تیمها ارائه کرد و نقطهنظرها و بازخوردهای آنها را دریافت کرد.
این بخش یکی از مراحل مهم فرایند یادگیری روز دوم بود؛ زیرا شرکتکنندگان باید از ایده خود فاصله میگرفتند، آن را از نگاه دیگران میدیدند و با پرسشها یا نقدهایی مواجه میشدند که ممکن بود در فرایند طراحی اولیه به آنها توجه نکرده باشند.
در ادامه، رأیگیری میان راهکارها انجام شد و تیمها تجربه ارزیابی ایدههای یکدیگر را نیز پشت سر گذاشتند.
از رقابت تا سرمایه اجتماعی
پس از اعلام امتیازها و ارائه نکات ارزیابی، تیمها فرصت پیدا کردند راهکارهای خود را دوباره بررسی کنند. اما در این مرحله، مفهوم تازهای وارد بازی شد: «سرمایه اجتماعی».
شرکتکنندگان بررسی کردند که در یک بحران، همه راهحلها الزاماً از منابع مالی یا امکانات فیزیکی عبور نمیکنند. اعتماد، ارتباط میان افراد، شبکههای همکاری، توانایی جلب مشارکت دیگران و ظرفیتهای موجود در یک جامعه نیز میتوانند بهاندازه سایر داراییها در عبور از بحران مؤثر باشند.
تیمها با درنظرگرفتن بازخوردهای دریافتشده و این نگاه تازه، راهکارهای اولیه خود را اصلاح و تکمیل کردند. به این ترتیب، راهحل نهایی دیگر محصول تصمیم یک گروه در خلأ نبود؛ بلکه نتیجه گفتوگو، دریافت بازخورد و بررسی ارتباط کسبوکارها و افراد مختلف محله با یکدیگر بود.
آمادهسازی برای ارائه نهایی
در بخش پایانی روز، هر گروه برای ارائه راهکار اصلاحشده خود آماده شد. اعضای تیم درباره شیوه روایت مسئله، معرفی راهحل، تقسیم بخشهای ارائه و دفاع از تصمیمهای خود برنامهریزی کردند و سپس در برابر داوران به ارائه پرداختند.
تیم تسهیلگران و بازیگردانان، راهکارها و نحوه ارائه هر گروه را بر اساس شاخصهای تعیینشده ارزیابی کردند. شرکتکنندگان علاوه بر کیفیت ایده، باید نشان میدادند چگونه مسئله را تحلیل کردهاند، چرا به این راهحل رسیدهاند و چگونه میتوانند از منابع و روابط موجود برای اجرای آن استفاده کنند.
امتیازهایی که هر تیم در این مرحله به دست آورد، تنها نتیجه عملکرد آنها در روز دوم نبود؛ این امتیازها قرار بود بهعنوان بخشی از «سرمایه» هر گروه وارد مرحله بعدی بازی شوند و بر شرایط آنها در روز سوم اثر بگذارند.

پایان روز دوم؛ بحران ادامه دارد
دو روز نخست بوتکمپ «عبور از سایهها ۳» مسیری تدریجی از شناخت خود و دیگران تا شناخت منابع، تحلیل مسئله و تصمیمگیری در یک موقعیت پیچیده را شکل داد.
شرکتکنندگان در این مسیر، علاوه بر مواجهه با مفاهیمی مانند دارایی، مدیریت بحران و سرمایه اجتماعی، مهارتهایی مانند گفتوگو، کار تیمی، فن بیان، حل مسئله، دریافت و ارائه بازخورد، ارزیابی راهکارهای مختلف و دفاع از تصمیمهای خود را در یک فضای بازیمحور و تجربهمحور تمرین کردند.
اما داستان محله هنوز تمام نشده است. سرمایهای که هر گروه در پایان روز دوم به دست آورده، قرار است در ادامه مسیر به یکی از منابع اصلی آنها تبدیل شود؛ جایی که تصمیمهای دو روز نخست، شرایط تازهای را برای ادامه بازی رقم خواهد زد.
نکات مهم مقاله
- در دو روز ابتدایی این بوتکمپ با طراحی مجموعهای از بازیها، فعالیتهای گروهی و موقعیتهای شبیهسازیشده، فرصتی برای نوجوانان فراهم شد تا مهارتهایی مانند کار تیمی، حل مسئله، تصمیمگیری، فن بیان، مدیریت بحران و استفاده از سرمایههای فردی و اجتماعی را در فضایی تجربهمحور تمرین کنند.
- داستان این دوره حول یک «محله» شکل گرفته بود؛ محلهای که هر گروه، مسئولیت یکی از کسبوکارهای آن را برعهده داشت و باید در جریان اتفاقات و بحرانهای پیشبینینشده، با استفاده از منابع و ظرفیتهای در اختیار خود تصمیم میگرفت.
- بخشی از اطلاعات موردنیاز آنها در رزومهها و بخشی دیگر در روزنامههای طراحیشده برای بازی قرار گرفته بود و هر گروه باید با بررسی و تحلیل این اطلاعات، تصویر کاملتری از داراییها و ظرفیتهای خود به دست میآورد.